متن نوحه مرثیه مسلمیه در سوگ شهادت حضرت مسلم
پسر فاطمه افتاده ز پا یاور توپیکرم باد به قربان سر و پیکر تو با تو اینقدر بگویم که دگر کوفه میامی زند موج؛ دورویی، نشود باور تو کوچه هایش چقَدَر مثل مدینه تنگ استبود ذکر لب من نام خوش مادر تو جان زینب تو میا کاش ز ره برگردیبیم دارم به اسارت برود خواهر تو بعد تو نیّت این کوفی بی دین این استکه بریزند به خیمه به سرِ دختر تو مثل تسبیح که پاره شود از هم آقاترسم آن است بریزد به زمین اکبر تو قصد دارند بخندند به زانو زدنتقصدشان است ببینند دو چشم تر تو خولی...

