اسامی و فهرست سلسله ها و پادشاهان ایران قبل از اسلام

پایگاه خبری و تحلیلی رشد ( roshdnews.ir ) اسامی و فهرست سلسله ها و پادشاهان ایران قبل از اسلام
اولین پادشاه و بنیان گذار سلسله پیش دادی “کیومرث” بود و برخیها معتقدند نام “گیومرتا” در اوستا مربوط به ایشان می باشد و زرتشتیان او را نخستین انسان میدانند در زمان او انسانها در غارها زندگی کرده و بدن خود را با پوست حیوانات مستور میکردند . بعد از ایشان سیاوش- کیخسرو جمشید و گشتاسب (پدر اسفندیار روئین تن) بر ایران حکمرانی کرده اند.
حکومت بر مبنای ایجاد داد و عدالت بعد از دوران پارینه سنگی (دوران ساخت ابزارهای سنگی) در ایران آغاز گردید که از آن بعنوان سلسله “پیشدادی” یاد می شود.
به گزارش خطیر، اولین پادشاه و بنیان گذار سلسله پیش دادی “کیومرث” بود و برخیها معتقدند نام “گیومرتا” در اوستا مربوط به ایشان می باشد و زرتشتیان او را نخستین انسان میدانند در زمان او انسانها در غارها زندگی کرده و بدن خود را با پوست حیوانات مستور میکردند . بعد از ایشان سیاوش- کیخسرو جمشید و گشتاسب (پدر اسفندیار روئین تن) بر ایران حکمرانی کرده اند.
ایلامیان:
در سالهای (۶۴۰ –۳۲۰۰) قبل از میلاد مسیح ایلامیان به عنوان اولین قدرت متمرکز در عرصه فلات ایران یعنی جنوب غربی (سرزمینهای خوزستان، فارس، ایلام و بخشهایی از استانهای بوشهر، کرمان، لرستان و کردستان امروزی) حکومت تشکیل دادند و خط ایران را اختراع کردند سپس بدست آشور بنی پال دولتشان از بین رفت.
مادها:
۶۰۰ سال قبل از میلاد سلاطین مادها با پایتخت ساختن اکباتان، بر ایران حکومت کرده اند.
آریاییها:
قومی که خود را آریایی می خواندند از شمال دریای خزر بصورت تدریجی تا ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد به ایران کنونی مهاجرت کرده و نام این سرزمین را ایران نهادند. این قوم سه دسته بودند : مادها، پارت ها، و پارس ها (پارسوا یا پاسارگادیان) که مادها تا ۶۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بر ایران حکومت راندند. پایتخت سلاطین ماد اکباتان (همدان) بود.
“هووخشتره” از سلاطین بزرگ این دودمان بشمار می رود که با اتحاد دولت بابل امپراتوری آشور را منقرض نمود و سلسله شاهنشاهی آریایی تباران را در ایران بنیان نهاد.
هخامنش:
هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان (پارسیان) و آریایی نژاد بودند که در زمان “چیش پیش” تصرفاتی را بدست آوردند اما بعد مرگ وی کشور بین دو پسرش “آریارمنه”، پادشاه پارس و “کوروش” که بعدها عنوان پادشاه پارسوماش، به او داده شد، تقسیم گردید بعد از چیش پیش یکم ، کمبوجیه یکم – کوروش یکم و آرسک بر ایران حکمرانی کردند.
که بعد از شکستی که کوروش کبیر بر ایشتوویگو آخرین پادشاه ماد وارد کرد و سپس فتح لیدیه و بابل را (۵۳۸ ق.م) در پرونده خود به ثبت رساند پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش کبیر را که از تبار هخامنش بود بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی میدانند.
شاهنشاهی هخامنش (با داشتن نیروی دریایی و فتوحات بی نظیر که دنیای باستان را به جز دو سوم یونان فتح کرده بود ، به عبارتی از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال خاوری آفریقا ) نخستین امپراتوری تاریخ جهان بشمار می رود.
اسامی سلاطین هخامنشیان (۳۳۰ – ۵۵۰ پیش از میلاد) به ترتیب و با تاریخ تقریبی حکومت هر یک از شاهان:
- کوروش کبیر (۵۵۹- ۵۳۹ قبل از میلاد مسیح)
- کمبوجیه (۵۳۰- ۵۲۲ قبل میلاد مسیح)
- گئومات مغ (بردیای دروغین) ( ۵۲۲ قبل میلاد مسیح بمدت هفت یا هشت ماه)
- داریوش اول (۵۲۲-۴۸۶ قبل میلاد مسیح)
- خشایارشا ( ۴۸۵-۴۶۵قبل میلاد مسیح)
- اردشیر اول (۴۶۵-۴۲۴ قبل میلاد مسیح)
- خشایارشای دوم ( ۴۲۴قبل میلاد مسیح کمتر از یکسال)
- سغد پانوس (۴۲۴-۴۲۳ قبل میلاد مسیح)
- داریوش دوم (۴۲۳-۴۰۴ قبل میلاد مسیح)
- اردشیر دوم (۴۰۴-۳۵۸ قبل میلاد مسیح)
- اردشیر سوم ( ۳۵۸-۳۳۸قبل میلاد مسیح)
- اردشیر چهارم (ارسس) (۳۳۸-۳۳۶ قبل میلاد مسیح)
- داریوش سوم حدوداً ( ۳۳۶-۳۳۰قبل میلاد مسیح) سلوکیان :
سلوکوس نیکاتر Salukis Indicator یکی از سرداران اسکندر مقدونی بود که بعد از مرگ وی خود را فرمانروای ایران کرد و سلسله سلوکیان را بنیان نهاد دوام این سلسله حدودا (از۳۲۴تا ۲۵۰ قبل از میلاد) بود که بدست پارتها نابود شدند. نیکاتر لقب سلوکوس به معنی فاتح می باشد که وی بعد از شکست آنتیگون این لقب را بر خود نهاد و در سال ۳۱۲ ق.م در بابل تاج گذاری کرد و همین سال مبدا تاریخ سلوکی یا اسکندری بشمار می رود.
پس از مرگ او در سال ۲۸۱ پسرش “آنتیوخوس” Antiochus اول و پس از وی پسر او آنتیوخوس دوم بپادشاهی رسیدند . در زمان آنتیوخوس دوم اشکانیان ، در سرزمین پارت به پیشوایی نامی شوریده و دولت اشکانی را (۲۵۰ ق . م ) تأسیس کردند .
اسامی سلاطین سلسله سلوکیان (از۳۲۴تا ۲۴۹ قبل از میلاد) به ترتیب عبارت بودند از:
- سلوکوس یکم (حکومت وی حدوداً از ۳۱۲ تا ۲۸۰ قبل از میلاد مسیح)
- آنتیوخوس یکم (حکومت وی حدوداً از۲۸۰ تا ۲۶۱ قبل از میلاد مسیح)
- آنتیوخوس دوم (حکومت وی حدوداً از۲۶۱ تا ۲۵۰ قبل از میلاد مسیح)
اشکانیان (پارت ها):
پادشاه این سلسله بنام ارشک بود و نام اشکانیان منتسب به نام وی می باشد وی سلسله ای را بنیان گذاشت که نزدیک به ۵۰۰ سال دوام یافت (حدوداً۲۵۰ پ. م تا ۲۲۴ م.) یا (۲۳۸ پ.م تا حدود ۲۲۶ میلادی) و به طولانی مدت ترین حکومت تاریخ ایران معروف شد.
ترتیب اسامی پادشاهان سلسله اشکانی :
- ارشک ، اشک اول: (۲۵۰-۲۴۷ ق.م)
- تیرداد اول ، اشک دوم: (۲۴۷-۲۱۱ ق.م )
- اردوان اول، اشک سوم: (۲۱۱-۱۹۱ ق.م)
- فری یاپت ، اشک چهارم: (۱۹۱-۱۷۶ ق.م)
- فرهاد اول ، اشک پنجم: ( ۱۷۶-۱۷۱ق.م)
- مهرداد اول ، اشک ششم: (۱۷۱-۱۴۰ ق.م) مهرداد کبیر نخستین شاه بزرگ اشکانی است که دولت پارت را به جایگاه یک امپراتوری خاوری رساند. وی از ۱۶۰ تا ۱۴۰ قبل از میلاد ایالتهای ماد – پارس – خراسان – بابل – آشور – هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . و موقعی که پادشاه سلوکیان را اسیر نمود با وی به مهر و داد رفتار کرد و به او در گرگان اقامت داد و برای حسن نیت با دختر وی ازدواج نمود . حسن شهرت وی موجب شد تا او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران قلمداد کنند.
- فرهاد دوم ، اشک هفتم: ( ۱۴۰-۱۲۸ق.م)
- ارداون دوم ، اشک هشتم: (۱۲۸-۱۲۳ ق.م)
- مهرداد دوم ، اشک نهم: ( ۱۲۳-۸۷ق.م)
- گودرز اول(۹۱-۷۸ ق.م)
- ارد اول ( ۷۸- ۷۶ق.م)
- سنتروک یا سیناتروک ، اشک دهم: (۷۶-۷۰ یا ۶۹ ق م)
- فرهاد سوم ، اشک یازدهم: : (۷۰یا۶۹-۵۸یا۵۷ ق.)
- مهرداد سوم ، اشک دوازدهم: ( ۵۸یا ۵۷-۵۶ق.م)
- ارد دوم ، اشک سیزدهم: (۵۶-۳۷یا۳۶ ق.م)
- فرهاد چهارم ، اشک چهادهم: ( ۳۷-۳۲ق.م) زمان حضرت موسی
- تیرداد دوم: ( ۳۲-۳۰ق.م)
- فرهاد پنجم یا فرهادک ، اشک پانزدهم: (۲ ق.م – ۴ ) تولد عیسی مسیح در این زمان بود
- ملکه موزا (۲ ق.م – ۴ م) همراه پسرش فرهاد پنجم
- ارد سوم ، اشک شانزدهم:(۴-۶ یا ۷– م)
- ونن اول ، اشک هفدهم:(۷- ۱۲– م)
- اردوان سوم ، اشک هجدهم:(۱۲- ۳۹– م)
- وردان ، اشک نوزدهم:(۳۹-۴۵– م)
- گودرز دوم ، اشک بیستم:(۴۵-۵۰– م)
- ونن دوم ، اشک بیست و یکم:(۵۰-۵۱– م)
- بلاش اول ، اشک بیست و دوم:(۵۱-۷۷– م)وی کتاب ایرانیان ( اوستا ) را که در زمان حمله اسکندر از میان رفته بود با تلاش و همت خود مجددا گردآوری نمود)
- پاکور ، اشک بیست وسوم:(۷۷-۱۰۸– م)
- اردوان چهارم:(۱۰۸-۱۱۰– م)
- خسرو ، اشک بیست وچهارم:(۱۱۰-۱۲۸یا ۱۲۹– م)
- بلاش دوم ، اشک بیست و پنجم:(۱۲۸یا۱۲۹-۱۴۷– م)
- بلاش سوم ، اشک بیست وششم:(۱۴۶-۱۹۱– م)
- بلاش چهارم ، اشک بیست وهفتم:(۱۹۱-۲۰۸– م)
- بلاش پنجم ، اشک بیست و هشتم:(۲۰۸-۲۱۶– م)
- اردوان پنجم ، اشک بیست و نهم:(۲۱۶- ۲۲۴یا۲۲۶– م) سلسله اشکانی در اثر اختلافات و کشمکشهای داخلی و شکست در جنگهای خارجی به تدریج ضعیف شد و اعتبار سلاطین واپسین را مخدوش کرد تا سر انجام به دست اردشیر اول ساسانی منقرض گردید. ساسانیان: (۲۲۴ یا ۲۲۶ تا ۶۵۱ میلادی)
(این دوره را برای درک و فهم علت سقوط سهل و آسان نظام ایران بدست اعراب کمی بیشتر از دیگر سلسله ها توضیح میدهیم) اردشیر بابکان بین سالهای ۲۲۴ تا ۲۲۶ میلادی در تیسفون تاجگذاری نمود و خود را شاهنشاه ایران نامید. و سلسله ساسانیان را بنیان نهاد. پادشاهان ساسانی که اصلیت ایشان از استان پارس بود بر بخش بزرگی از غرب قارهٔ آسیا چیرگی یافتند. پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد بود. .
اردشیر دین زردشتی را دین رسمی کشور اعلام کرد بعد از مرگ وی پسرش شاپور اول بر تخت شاهنشاهی نشست وی از شاهان بزرگ ساسانی بشمار میرود. شاپور توسط مهندسان و اسرای رومی سد شادروان را در شوشتر بر رود کارون بنا کرد و شهر شاپور را در نزدیکی کازرون احداث نمود.
گفته می شود بنای نیشابور و گندیشاپور نیز در زمان وی ساخته شده است. وی در سال ۲۷۱ م. چشم از جهان بربست . بعد از وی هفت تن بر تخت سلطنت جلوس کردند تا اینکه نوبت به شاپور دوم رسید شرایط در این دوران چندان مساعد نبود و قبایل عرب مرزهای ایران را در بین النهرین مورد تاخت و تاز و غارت خود قرار داده بودند.
لذا اولین حرکت شاپور دوم نبرد و سرکوب عربهای مهاجم و بیابانگردهای شمال خراسان بود . اما بعد از فارغ شدن از آن، اختلافات دیرین بین روم و ایران موجب جنگ دیگر شد شاپور دوم در جنگ رومیان را به زانو درآورد تا حدی که حاضر شدند کلیه شرایط ایران را پذیرفته و در امور ارمنستان دخالت نکنند.بعد از مرگ شاپور دوم (قرن پنجم) ده تن از شاهاهان ساسانی بر ایران حکومت کردند که معروف ترین آنها بهرام گور بود. در زمان بهرام که مسیحیت در روم رواج یافته و از قبل (قرن جهارم) دین رسمی آنان قلمداد شده بود.
نظر همه مسیحیان را بخود جلب کرده بود لذا مسیحیان در ایران متهم به همکاری با رومیان قلمداد شده و اغلب مواخذه و مجازات می شدند خاصه آنکه هر روز تعداد مسیحیان در ایران رو به افزایش می نهاد. این امر موجب نابسامانی اوضاع داخلی ایران می شد در این میان موبدان زرتشتی برای سرکوب مسیحیان بر دولت فشار مضاعف می آوردند.
و نظر شاهان را بر آزادی دینی تحت فشار قرار می دادند. تا اینکه در زمان بهرام پنجم (بهرام گور) این مسئله موجب اختلاف مجدد میان ایران و روم و آغاز جنگ گردید اما این جنگ بدون غلبه هیچ یک از طرفین بر دیگری به صلح انجامید و مقرر شد آئین زرتشتی در روم و مسیحیت در ایران آزادی کامل داشته باشد. اما موبدان زرتشتی تن به این قرارداد ندادند و از پذیرفتن آن استنکاف نمودند.
بعد از بهرام پنجم ایران چهار پادشاه دیگر را تجربه کرد تا اینکه نوبت به قباد اول رسید وی در سال ۴۸۷ یا ۴۷۸ میلادی بر تخت سلطنت نشست در این زمان دولت ساسانی درگیر مشکلات فراوانی بود مهمترین آن عبارت بود از جنگهای مستمر خارجی که هر از چند سال اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار میداد – اختلافات ناشی از زیاده خواهیهای موبدان زرتشتی و افسران ارشد با پادشاهان – اختلاف بین بزرگان برسر امتیاز خواهی بیشتر- فاصله طبقاتی بیشتردر جامعه ساسانی – دخالت مزدک و ایجاد شکاف در تصمیمات و وحدت بین بزرگان.
قباد با این مشکلات ساخت تا اینکه پادشاهی به خسرو انوشیروان رسید. وی با تدابیر خود در امر اصلاحات و نظارت جدی، و آرام ساختن نظامیان بار دیگر قدرت ساسانیان را احیا نمود و حکومت خود را در سلسله ساسانیان درخشان ساخت. در زمان خسرو انوشیروان شهرهای بزرگی در ایران احداث گردید.
تیسفون پایتخت ساسانیان یکی از با شکوه ترین شهرهای آن زمان بشمار می رفت. وی همچنین کاخ های مجللی برای خود بنا کرد که خرابه های یکی از آن ها به نام طاق کسری یا ایوان مداین هنوز پابرجاست. البته در این دوره ساختن ایوان در بناها رواج یافت.
همچنین به دستور او دانشگاهی در جندی شاپور ساخته شد. در این شهر دانش پزشکی رونق یافت و پزشکانی از ایران و دیگر کشورهای جهان در آنجا به فعالیت مشغول گردیدند.
پس از انوشیروان ، پسرش هرمز چهارم به سلطنت رسید در آن زمان ترکان به شمال خراسان حمله ور شدند ، بهر ام چوبین از فرماندهان ارشد به نبرد علیه آنها رفت و توانست با شکست آنان پیروزی بزرگی کسب کند . شهرت فراوان بهرام موجب نگرانی پادشاه شد و در بازگشت از بهرام استقبال خوبی نکرد این امر سبب شورش بهرام شد ، و در آن هرمز به قتل رسید و بهرام چوبین به پادشاهی ایران رسید .
اما خسرو پرویز یکی از پسران هرمز با فرار به روم توانست با دادن امتیازات فراوان به رومیان سپاهی را تجهیز و به نبرد با بهرام بپردازد که نهایت این امر موجب بقدرت رسیدن وی شد. در دوران خسرو پرویز به واسطه یکی از همسرانش بنام مریم که دختر قیصر روم بود، مسیحیان بر دربار نفوذ بیشتری یافتند. که این امر موجب نارضایتی پنهانی موبدان بود.
بعد از کشته شدن قیصر روم بدست شورشیان رومی خسرو پرویز این امر را بهانه ای برای کشور گشایی خود کرد و فتوحات خود را از سمت سوریه و فلسطین و لبنان به دریای مدیترانه و قسمت دیگر سپاه خود را از سمت آسیای صغیر به سوی دروازه های قسطنطنیه (پایتخت روم) پیشروی داد. مصر نیز به تصرف ایرانیان درآمد نیروهای ایرانی در واقع به سواحل دریای مدیترانه و سیاه رسیده بودند و ادامه جنگ به نیروی دریایی نیاز داشت که ایران بر خلاف رومیان فاقد این قدرت بود.
در این زمان هراکلیوس به خسرو پرویز پیشنهاد صلح داد این پیشنهاد مورد نظر فرماندهان ایرانی بود اما شاه ایران حاضر به پذیرش آن نشد که نهایتا ادامه جنگ به شکست محکم ایرانیان منجر گردید. و چون مقصر اصلی این شکست شاه ایران بود و نظامیان از بد رفتاری او به ستوه آمده بودند لذا دست به شورش زده و شاه را دستگیر و زندانی کردند و نهایتا در زندان وی را بقتل رساندند این جنگ که ۲۵ سال طول کشید موجب سست شدن ارکان سلسله ساسانیان و سقوط آن در تاریخ قلمداد شده است.
از مهمترین رخ دادهای زمان حکومت خسرو پرویز می توان به نامه پیامبر اسلام و دعوت وی به این دین اشاره نمود که وی این دعوت را نپذیرفت و نامه پیامبر را پاره کرد. نهایتا بعد از خسرو پرویز (۶۲۸ یا ۶۲۹ ) پسر وی بنام شیرویه (قباد دوم) بر تخت نشست که در همان سال نیز معزول یا به قتل رسید. در آن ایام هرج و مرج در ایران به اوج خود رسید بطوریکه ظرف مدت چهار سال بیش از ده تن بر تخت پادشاهی نشستند اما بلافاصله معزول یا مقتول شدند.
تا اینکه یزدگرد سوم در سال ۶۳۲ م. به سلطنت رسید. در این زمان مزدک پسر بامدادان به تبلیغ مذهب خود پرداخت البته موسس این مذهب زردشت خورک بابوندس بود. عقاید مزدک بر دو گانگی مانوی تکیه داشت: که عبارت بودند از: روشنائی دانا (نیکی با عقل) و تاریکی نادان (بدی یا جهل) ، و می گفتند که این دو نیرو دائما با هم در نبردند و چون روشنائی داناست سرانجام بر تاریکی و جهل پیروز خواهد شد.
اساس تعلیمات اجتماعی مزدک بر برابری و دادگری استوار بود. در حدی که گفته می شود به اباحه زنان نیز اعتقاد داشتند. در آن ایام مردم بسیاری به سرعت پیرو مذهب مزدک شدند. اما جنبش مزدکی با قتل او و پیروانش بشدت سرکوب گردید.
ورود اسلام به ایران:
در سال ۶۳۳ میلادی برابر با ۱۲ هجری قمری و در زمان خلافت اولین خلیفه، سپاه مسلمانان با فرماندهی خالدابن ولید با مشاوره و راهنمایی مثنی بن حارثه (که در زمان خسرو پرویز در خدمت وی بود) به مزرهای ایران در بین النهرین رسیدند. در سال ۱۴ هجری برابر با ۶۳۶ میلادی در جنگ قادسیه لشکریان عرب بر لشکر ایرانیان به فرماندهی رستم فرخزاد پیروز شدند و شهر مدائن پایتخت ساسانیان سقوط کرد و یزگرد سوم که در آن زمان پادشاه ایران بود به مرکز ایران گریخت .
در سال ۲۱ هجری در نزدیکی نهاوند سپاهیان ساسانی در برابر اعراب صف آرایی کردند . در این جنگ نیز لشکر ساسانی شکست خورد و یزگرد سوم به شمال خراسان عقب نشینی کرد و اعراب شهرهای ایران را یکی پس از دیگری به تصرف خود درآوردند.
در سال ۳۱ هجری یزگرد سوم در شمال خراسان به دست یکی از مخالفین خود کشته شد و بدین ترتیب در سال ۳۱ هجری مطابق با ۶۵۲ میلادی دوران فرمانروایی سلسله ساسانی منقرض گردید .
اسامی پادشاهان سلسله ساسانی به ترتیب اسامی و تاریخ تقریبی حکومت هر یک از شاهان :
- اردشیر اول (اردشیر بابکان) : (۲۲۶یا۲۲۴-۲۴۳ میلادی)
- شاپور اول : (۲۴۳-۲۷۲ میلادی)
- هرمز اول : ( ۲۷۲-۲۷۳میلادی)
- بهرام اول : ( ۲۷۳-۲۷۶میلادی)
- بهرام دوم : (۲۷۶-۲۹۳ میلادی)
- بهرام سوم : ( ۲۹۳میلادی)
- نرسی : (۲۹۲-۳۰۲ میلادی)
- هرمز دوم : (۳۰۲-۳۱۰ میلادی)
- آذرنرسی : (۳۱۰ میلادی)
- شاپور دوم (ذوالاکتاف): (۳۱۰-۳۷۹ میلادی)
- اردشیر دوم : (۳۷۹-۳۸۳ میلادی)
- شاپور سوم : (۳۸۳-۳۸۸ میلادی)
- بهرام چهارم : (۳۸۸-۳۹۹ میلادی)
- یزدگرد اول : (۳۹۹-۴۲۱ میلادی)
- بهرام پنجم (بهرام گور): (۴۲۱-۴۳۹ میلادی)
- یزدگرد دوم : (۴۳۹-۴۵۷ میلادی)
- هرمز سوم : (۴۵۷- ۴۵۹ میلادی)
- پیروز اول : ( ۴۵۹-۴۸۴میلادی)
- بلاش : ( ۴۸۴-۴۸۷میلادی)
- قباد اول : ( ۴۸۷-۴۹۷میلادی)
- جاماسب : (۴۹۷-۴۹۹ میلادی)
- قباد اول (پادشاهی مجدد): (۴۹۹-۵۳۱ میلادی)
- خسرو انوشیروان (خسرو اول): (۵۳۱-۵۷۹ میلادی)
- هرمز چهارم (ترک زاد): (۵۷۹-۵۹۰ میلادی)
- بهرام ششم : (۵۹۰-۵۹۱ میلادی)
- خسرو پرویز (خسرو دوم): (۵۹۱-۶۲۸یا۶۲۹ میلادی)
- شیرویه (قباد دوم) : ( ۶۲۸ یا ۶۲۹میلادی)
- اردشیر سوم : ( ۶۲۹-۶۳۰میلادی)
- شهربراز : ( ۶۳۰میلادی)
- خسرو سوم : ( ۶۳۰میلادی)
- جوانشیر : ( ۶۳۰-۶۳۱میلادی)
- پوراندخت : ( ۶۳۱میلادی)
- پیروزدوم : (۶۳۱ میلادی)
- آذرمی دخت : (۶۳۱ میلادی)
- هرمز پنجم : (۶۳۱ میلادی)
- خسرو چهارم : (۶۳۱ میلادی)
- پیروز دوم : (۶۳۱ میلادی)
- خسرو پنجم : (۶۳۱-۶۳۲ میلادی)
- یزدگرد سوم : ( ۶۳۲-۶۵۱میلادی)
ترتیب اسامی سلسله های بعد از اسلام در ایران:
گاوباریان
باوندیان
طاهریان
صفاریان
علویان تبرستان
سامانیان
زیاریان
بوییان
غزنویان
سلجوقیان
خوارزمشاهیان
ایلخانیان
جلایریان
مظفریان (آل مظفر)
کیاییان
تیموریان
قراقویونلو
آق قویونلو
صفویان
افشاریان
زندیان
قاجار
پهلوی